اقدام شجاعانه دیگری توسط دولت محترم رخ داد.رییس این دولت به عنوان فرمانده یک تنه و در یک حرکت غافلگیرانه برای اینکه فرش قرمز زیر پایش در راهروهای بهارستان پهن نکنند وزحمت قالی شویی ها زیاد نشود از برای شستن فرش ها چرا که از بس این آقا کار می کند جوراب هایش بو می دهند و وقت ندارند به خودشان برسند-رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون-لذا بی خبر به مجلس آمد تا یک بمب خبری شود و البته حسابی هم طلبکارانه نماینده ها را تهدید کرد تا کارش مانند اکثر امورات دیگر خصوصاْ که یک چشمه اش را در گرفتن رای اعتماد برای وزرایش نشان داد کامل شود.فردای آن روز هم یعنی در روز ۱۳ آبان مردم بیدار ایران نه آنان که به خواب محمودی رفته اند خوب در صحنه حاضر و ادامه دهنده حرکت آغاز شده پس از ۲۴ خرداد شدند.....نه شرقی نه غربی جمهوری ایرانی....یادت به خیر دکتر مصدق عزیز که همواره یادت در خاطره ها خواهد ماند...........................
خبر آزادی روزنامه نگار موفق و جوان کشورمان محمد قوچانی بهترین خبری بود که شنیدم و در مطبوعات خواندم.بی شک یکی از بهترین و خوشنام ترین و موفق ترین روشنفکران و روزنامه نگاران حال حاضر ایران ایشان هستند.امید است تا با برچیده شدن فضای اختناق و شرم آور کنونی خواننده دوباره مطالب آقای قوچانی در نشریات کشور عزیزتر از جانمان ایران باشیم.به امید آن روز ...........
این بار استاد فرهیخته و بزرگ موسیقی ایران زمین ساز خود را برای آواز مرگ کوک نمود.
در گذشت استاد پرویز مشکاتیان را به همه ایرانیان و هنر دوستان تسلیت می گویم.آسمان پر ستاره ادب و هنر ایران این بار ستاره ای دیگر را خاموش میبیند................به امید روزی که یاد استادانمان را در حضورشان و برایشان گرامی بداریم نه در هنگام مرگشان.
مصیبت وارده برپیکردموکراسی وآزادی خواهی همانند وقایعی چون ۱۶ آذر،۲۸مرداد و،۱۸تیر و.....از اذهان پاک نخواهدشد.درخیابان های تهران تصاویر اوایل انقلاب که فقط از طریق تلویزیون مشاهده می کردم برایم تداعی شد.شعبان بی مخ های چماق به دست با عنوان بسیجی به ضرب وشتم مردم بی گناه می پردازند .دانشگاه به دژ نظامی مبدل گشته و.........
همه میداننند آنچه اعلام شده باز هم دروغی دیگر بوده است.دروغگو دروغگو تقلب تقلب .افسوس که دموکراسی مجددا به نطفه ای تبدیل گشت و شاید که نه حتما در ۴ سال آینده سقط خواهد شد.
آیا همه آرای خاموش جزیی از ۲۴ میلیون رای بود ؟.تاریخ پاسخ خواهد داد .
تصمیم این است که دیگر در این کشور بیگانه ایم پس بهترین کار این است که رخت از این منزل ویران بربندیم و راهی دیاری دیگر شویم.چرا که در این خاک بیگانه ایم.....
با سلام پیام این هفته اینه در این زمانه بی های و هوی لال پرست خوشا به حال کلاغان ........ و اما مطلب زیر از ابراهیم نبوی را عینا جهت استفاده دوستان می آورم
لطفا به
جنیفر لوپز رای بدهید
از آنجايي كه راي دادن يك پديده فوق ناموسي است و مردم غيور و ناموس مند ما حاضرند جانشان را بدهند اما راي مقدسشان را به همين راحتي توي صندوق نريزند لازم است نكاتي خدمت انور دوستان عزيز عرض شود.
1-
در دوره قبل هر قدر حلقمان را پاره كرديم كه برويد به معين راي بدهيد يك سري از دوستان عزيز مدام افاضات كردند كه مگر چه فرقي مي كند و مگر اينها چه گلي به سر ما زده اند و همه شان سر وته يك كرباسند و ... بعدش كه دور دوم شد همه شان به شكر خوردن افتادند كه
برويم راي بدهيم اين اگر بياد زن و مرد رو وادار مي كنه چادر بزنه سرش. بعد كه دير شد و ابا آمد و خوب فرقش حسابي رفت توي چشمشان.
> 2-
يك سري آدمها هستند كه اصولا تحريم مي كنند. خدا مي داند چه چيزي را تحريم مي كنند.. تحريمشان هم اين است كه توي خانه مي نشينند و آنهايي كه راي مي دهند را مسخره مي كنند.. اسمش را مي گذارند مبارزه منفي. خدا مي داند كجاي اين كار مبارزه است كه آدم توي خانه اش قايم بشود و هيچ كاري نكند، هيچ كس هم توي دنيا نفهمد كه او توي خانه اش نشسته و هيچ كاري نمي كند و هيچ كس هم خبر دار نشده كه كسي چيز يا تحريم كرده. يكي نيست بگويد عزيزم انقدر مبارزه نكن خطرناك است.
> 3-
اين آدمهايي كه تحريم مي كنند فكر مي كنند چون خودشان و مادر و پدر و خاله شان تحريم ده اند و به جايش آن روز رفته اند لواسان با دختر خاله پسرخاله هايشان زده اند رقصيده
اند فعاليت سياسي و مبارزه منفي كرده اند. اينها فكر مي كنند كه وقتي خودشان و بقيه يك ميليون نفري كه صداي آمريكا نگاه مي كنند راي ندهند صندوقهاي راي خالي مي ماند و بعد دولت مي آيد توي تلويزيون اعلام مي كند كه فقط 5% از واجدين شرايط در انتخابات شركت كرده اند و ما فهميديم كه مشروعيت نداريم و حالا مي خواهيم برويم كنار. سر چهار راه هم همه مي ايستيم تا مردم مبارز از لواسان برگردند و ما را به تير هاي برق آويزان كنند.
> 4-
اين عزيزان فرهيخته عبارت زيبايي بلدند كه مفهومش اين است كه راي دادن به مشروعيت نظام كمك مي كند. اولا كه معلوم نيست كه چرا در نظامي كه بارها و بارها مسوولينش اعلام كرده اند كه در نظام اسلامي راي مردم جايي ندارد و حكم حكم خداست كه ما به اطلاعتان
مي رسانيم، انتخابات مشروعيت را بالا مي برد. يعني اينكه انتخابات به عنوان مهمترين ركن
دموكراسي چطور مشروعيت يك نظام ضد دمكراتيك را بالا مي برد.
> 5-
ضمنا در كشوري كه حداقل 40 درصد مردم از روي تكليف شرعي راي مي دهند و اسامي را به ترتيب حروف الفبا و فقط به خاطر ذخيره آخرت توي صندوق مي ريزند و رايشان با آن آقاي پروفسور جامعه شناس و فلان وكيل پايه يك دادگستري يك ارزش را دارد، و صدا سيما هم خيلي راحت مي تواند 40% را 60% اعلام كند ( كه از ميانگين جهاني بالاتر است) چرا بايد تحريم چند تا از اين مبارزان شجاع، تاثيري در مشروعيت نظام داشته باشد
> 6-
اگر توي آمريكا 50% مردم توي انتخابات شركت نمي كنند براي اين است كه مسالي كه براي بحث بين كانديداها باقي مانده محدود مي شود به حق ازدواج همجنسگرايان، رابطه با ايران و ميزان حقوق بازنشستگي كارمندان كه خيلي واضح است كه آنهايي كه نسبته به
همجنسگرايي گرايش يا تضاد خاصي ندارند در انتخابات شركت نمي كنند. اما در ايران فرق دو كانديدا به ازدواج همجنسگرايان و بيمه مادام العمر بازنشستگان محدود نمي شود. ممكن است يكي بيايد و ايران را با جنگ نابود كند و همه ثروت مملكت را بين فك و فاميل و افراد دهاتش پخش كند و هر كسي را كه اعتراض كرد زير شكنجه بكشد و به پليس دستور بدهد
توي خيابان زنها و دختران مردم را بگيرند و بعد از تجاوز توي زندان دار بزنند و هر روز توي تمام نقاط دنيا تمسخرش كنند و پول مملكت را توي حلق كشورهاي تازه كشف شده
آفريقايي بريزد و روزنامه ها را ببندد و كتاب ها را ممنوع الچاپ كند و تحصيل كرده ها را فراري بدهد و هر وقت كه توي تلويزيون ديده مي شود تن و بدن مردم بلرزد و همه كشورهاي دنيا را به تحريم و تهديد ايران وادار كند. در مقابل ممكن است كانديداي ديگري باشد كه
اگر هيچ كار مثبتي نمي كند لااقل همين كارهاي وحشت ناك را هم نكند. اينجاست كه راي ندادن در آمريكا ممكن است تاثير مهمي در زندگي آدم نداشته باشد اما در ايران ممكن است خودش و كشورش را نابود كند.
> 7-
مردم ما اصولا كيمياگران غريبي هستند. همه با هم بسيج مي شوند كه به كسي كه مشخص است نابودشان مي كند راي بدهند و فرداي انتخابات همه شان شروع مي كنند به پشيماني و غلط كردن و برخي هم منكر مي شوند كه به طرف راي داده اند. بعد همگي بسيج مي شوند كه به يارو فحش بدهند و مسخره اش كنند و جنبش اس ام اسي بر ضدش راه مي اندازند..
بعد از چهار سال كه طرف را مسخره كردند دوباره سر انتخابات مي روند به يارو راي مي
دهند. اين از آن نكاتي است كه هيچ تحليل گري تا به حال در جهان متوجه اش نشده است اما براي اولين بار در اينجا علتش را بنده عرض مي كنم. هدف مردم ايران اصولا خنديدن است. مهم نيست به چه چيزي با چه كسي مي خندند. خاتمي هشت سال مردم را به گريه انداخت و جيغ و سوتشان را به هوا برد حالا يكي آمده كه مي شود روزي سه بار به او خنديد. مردم حتي
به خودشان و پدرشان هم ميخندند. دليل محبوبيت سريال يوسف غير از مسائل اروتيكش همين سوژه خنده بودندش بود.
> 8-
ايران ده ميليون بي سواد مطلق دارد كه پنج ميليونش در انتخابات راي مي دهند و اگر خودشان هم نخواهند به آن بابا راي بدهند جايشان راي را مي نويسند. دو و نيم ميليون هم بسيجي هست كه هر كدام دو تا شناسنامه دارند كه مي شود پنج ميليون. پنج ميليون هم از فك و
فاميل طرف و جيره خورهاي يارو و خشكه مذهبي هاي مرتجع هستند كه روي هم مي شود پانزده ميليون. اين پانزده ميليون هميشه به يك كانديداي خاص راي مي دهند. در كل اگر تعداد آرا حدود 30 ميليون باشد با يك تقلب پانصد هزارتايي مي شود بالاي 50% آرا را به دست آورد و خلاص. يعني آرا آن پانزده ميليوني كه به كسان ديگر راي مي دهند فايده اي ندارد. اما نكته اين است كه اين 15ميليون راي تعدادش ثابت است. يعني اگر تعداد راي ها از سي ميليون
بيشتر باشد آن بابا راي مطلق را نمي آورد و بايد برود دور دوم. بعد از آنجايي كه مردم تازه در دور دوم از خواب بيدار مي شوند و مي فهمند چه خبر است يك مرتبه هجوم مي آورند
كه آن يارو انتخاب نشود. يعني حضراتي كه مي خواهند اين آقا راي نياورد و نگران
خودشان و بچه هاشان هستند بايد به هر قيمتي كه شده بيايند در انتخابات شركت كنند تا تعداد كل آرا برود بالا و اين 15 ميليون ثابت راي مطلق نياورند.
> 9-
از آنجايي كه مردم ما خيلي با شرف و غيورند و هر چهار سال يك بار ياد جنايتهاي حكومت مي افتند و از آنجايي كه تك تك افراد آنقدر آزاده و مهم هستند كه رايشان به تقدس تمام جهان است و نمي شود خيلي راحت بروند به كسي كه دستهايش آلوده است راي بدهند و وجدان پاكشان اگر خداي نكرده به كروبي يا موسوي راي بدهند تمام عمر گريبانشان را رها نمي كند
و حتي اگر بدانند حضرت محمود مملكت را ويران مي كند باز هم دلشان رضا نمي دهد به موسوي فالانژ و كروبي لر راي بدهند، يك راه حل پيشنهادي وجود دارد كه بدون لكه دار كردن نواميس مي شود در راه نجات از نابودي تلاش كرد. به اين منظور پيشنهاد مي شود كه تمامي
عزيزان آزاده و شريف كه دغدغه آزادي و آبادي ايران را دارند به سركار خانم جنيفر لوپز راي بدهند. چرا كه علاوه بر داشتن باسني زيبا كه آرزوي هر ايراني وطن پرست و مبارزي است، ساير اندامش نيز به غايت به قاعده است و در حسن جمال هم كه وصفش از حد بيرون است و صدايش هم كه نياز به معرفي ندارد و از رقصش كه ديگر چه نياز است چيزي بگويم.. حال از آنجايي كه ايشان هم اصليتي ايراني دارند و اجداد دورش شيرازي بوده اند و خاري هستند در چشم تنگ نظران و تماميت طلبان و با اطمينان از اينكه چنانچه در انتخابات كانديدا
مي شدند هم صلاحيتشان تصويب نمي شد به او راي مي دهيم تا علاوه بر دهان كجي به نظارت استصوابي، با افزايش تعداد آرا، هم از پيروزي اين مردك در دور اول جلوگيري نماييم و هم وجدان و ناموسمان را حفظ كرده باشيم.
> 10-
ختم كلام اينكه مهمترين چيز در دنيا براي چهار سال آينده اين است كه اين آقاي احمدي نژاد انتخاب نشود. نتيجه تحريم انتخابات در چهار سال پيش انتخاب ايشان شد كه از تمامي تحريم
كنندگان هم اول از همه انتقام گرفت. راي دادن يك پديده ناموسي نيست و اگر هم باشد راي دو سه ميليون نفر تاثيري در مشروعيت نظام ندارد اما در آينده كشور صد در صد موثر
است. اگر قصد نداريد از كسي كه به اندازه اوباما قبولش نداريد راي بدهيد لااقل به جنيفر لوپز كه بيشتر از اوباما هم دوستش داريد( يا هر هنرپيشه و يا سلبريتي ديگري) راي بدهيد كه لااقل تعداد آرا بالا برود تا ما آدمهاي بي وجدان و بي ناموسي كه به آدمي غير از احمدي نژاد راي مي دهيم در دور دوم فرصت دوباره اي براي دفاع از كشور پيدا كنيم.
تكمله: در انتها، به تمام مقدساتي كه مي پرستيد قسم، كشور در وضعيتي است كه يك شبه نمي شود اصلاحش كرد اما تا نابودي كاملش چند شبي بيشتر نمانده. اگر نگران جنگ و تجزيه ايرانيد، اگر به آينده خودتان و بچه هاتان اهميت مي دهيد. اگر نگران تحريم هاي همه جانبه و
انزواي مطلق ايران در جهان هستيد.. اگر سيصد ميليا
خدا روسپاس رکسانا صابری بالاخره آزاد شد و ما تو ایرون رنگی از حقوق بشر دیدیم و به قول بهرام شفیع محمود خان یه چشمه از اون تکنیک های نابش رو زمان انتخابات نشون میده!!!!!!!
البته هم میشه به این موضوع از منظر سیاسی نگاه کرد و هم از جهت حقوقی از نظر جنبه اخیر الذکر (البته در کنار اینکه فارسی را پاس بداریم و عربی را .........)دفاع وکیل محترم و بزرگوار خانم رکسانا صابری و استدلال ایشان مبنی بر اینکه دادگاه و قوه قضاییه صلاحیت تفسیر عنوان دولت متخاصم را ندارند و اینکه آمریکا را دولت متخاصم اعلام کند و طی استعلام از وزارت امور خارجه(ایول ایول داش منوچو ایول)هیچ دولتی بعنوان دولت متخاصم ایران عزیز نیست(حتی شما اسراییل عزیز)
چه میکنه این انتخابات ریاست جمهوری به به !!!!!!!!!!!!!
بعد ازحضور اقا محمود در استادیوم و دستور ایشان برای برداشتن اقای گل از نیمکت نوبت ممد اقا بود که اون هم حسابی از خجالت نظامی ها و ژنرال ها در اومد امپراتور هم با توجه به توصیه های جومونگی وارد شد .
بازار انتخابات اینقدر داغ شده که سیب زمینی روی سفره مردم میره البته کم بوی نفت هم میده
اخرش هم باز فوتبال اما از نوع اسپانیایی کاتالانی که شنبه سیاه سانتیاگو رقم خورد ۱۲۳۴۵۶ ۶ تایی ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تو این دنیای وا نفسا جومونگ هم شده دردسر یوزارسیف کم بود حالا این هم اضافه شد سریال دنباله دار پخش سریال های کره ای که کل ملت قهرمان پرور رو مشغول خودش کرده تا کسی دراندر احوالات دنیا فضولی نفرمایند .حالا اگه فهمیدن ماهواره امید به فضا رفت خوبه.....
ولی کسی نباید بدونه چند نفر تو تصادفات جاده ای مردن و بازار نفت چجوریه یا اینکه سوریه در مورد جزایر سه گانه طرف ایران رو گرفته یا امارات رو چون به هر حال امپراتور در بستر بیماریه و باید دعا براش کنیم و اینکه هرچه زودتر جومونگ قهرمان از اسارت و بی خبری بیاد بیرون!!!!!!!!!!!!!!!
اینجا ایرانه یعنی کشوری که ...........!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سهراب سپهری گفته اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...........
من میگم اهل سوادکوهم روزگارم بدک نیست چون می گذر غمی نیست.
سال ۸۸ شروع شد البته برای من از ۷ فروردین چون از این تاریخ عید برام شروع شد ۷روز اول در خدمت خدمت مقدس سربازی بودم .
پیام باراک اوباما بهترین خاطره شروع سال برام بود. change رو باهات هستم اقای اوباما اصلا واسه همین شعارت قبولت دارم گرچه ما باهم یه رابطه کوچولو داریم که اون هم بر می گرده به رشته تحصیلیمون.
اما از usa بیایم تو ایرون خودمون یه پیامهم برای سید خندان دارم محمد آقا سید عزیز چرا هنوز می ترسی اینقدر فشار از بالا بالاها سخت بود که کنار کشیدی ...بی خیال هرجا باشی دوست داریم.