تبليغاتX
ساز خاموش

ساز خاموش

راهی بزن که آهی بز ساز آن توان زد

با سلام

مرد اخلاق و سیاست از بین ما رفت.در گذشت مهندس عزت اله سحابی مبارز آزادی خواه و دردناک تر از آن پیوستن خانم هاله سحابی به پدر و پدربزرگ مبارزش آن هم در اثر ضرب و شتم عده ای از عناصری نا آگاه و نادان جای بسی تاسف است.بزرگ  مردی چون عزت اله سحابی هیچ گاه پارا از اخلاق و اخلاق مداری فراتر ننهاد و آن را سرلوحه کار خویش قرار داد.نشریه وزین ایران فردا که در دهه هفتاد انتشار می یافت از جمله نشریاتی اثرگذار در آگاهی بخشی و همراهی طیف روشنفکران دینی بوده است.ایشان در هردو نظام شاهنشاهی و حکومت فعلی زندان را تجربه کرده اند و در اواخر عمر هم همواره در راه اعتلای عقاید و آرمان های آزادی خواهانه خود تلاش می کرد.

سخنرانی ایشان و حضور در بین دانشجویان در حادثه کوی دانشگاه در سال ۷۸ و دعوت آنها به آرامش و حضور در خود دانشگاه برای بیان نظرات خود گواهی مبین بر اخلاق مداری در سیاست است.

خانم هاله سحابی همانند پدر بزرگوارش در راه اعتلای آرمان های آزادی خواهانه گام بر میداشتند و پیشرو بودند تا اینکه دوری پدر را تاب نیاورده و در کنارش آرام گرفت آن هم شبانه و در سکوت......

روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد  

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390ساعت 12:54  توسط وحید  | 

برای آرزوهایی که میمیرند سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد........
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 14:21  توسط وحید  | 

با سلام و احترام

آنچه مرا بر آن داشت تا پس از مدت ها مطلبی را بنویسم بیانیه اخیر باشگاه فرهنگی ورزشی سپاهان اصفهان و مدیر عامل محترم آن علیه یکی از موفق ترین و پربیننده ترین برنامه های تلویزیون و صداو سیمای  یعنی برنامه ۹۰ و شخص عادل فردوسی پور تهیه کننده-مجری توانای این برنامه است.حتما در مطبوعات و سایت ها بیانیه باشگاه را ملاحظه کردید.این نکته را هم قید نمایم که مدتی قبل آقای شریفی رییس محترم کمیته انظباطی فدراسیون فوتبال هرگونه بیانیه نویسی و دادن بیانیه را ازسوی باشگاه ها و مربیان و مدیران محترم ممنوع کرده بود اما گویا چاقوی جناب شریفی در این مورد کند بود!!!!

آنچه می تواند ذکر گردد و میخواهم بیان کنم از چند منظر قابل بررسی است.مطالب را بیان میدارم و داوری را به فهم و نظر خوانندگان محترم و بزرگوار واگذار می کنم.

 

۱-جنس برنامه ای چون ۹۰ جدا از ژانر خاص فوتبالی آن،برنامه ایست که به نقد و نقادی و بیان کاستی ها درمدیریت،داوری ،برگزاری مسابقات،نوع فوتبال و هرآنچه در این مقوله در سطح فوتبال داخلی اعم از ملی و باشگاهی است.آنچه باید توجه و همیشه هم طی این چندسال از سوی تمامی صاحب نظران مطرح گشته فقدان برنامه هایی از این جنس در سایر قسمت ها بعنوان مثال درسیاست،تاریخ،فرهنگ،سینماو....است که منجر به رواج اصطلاحاتی همچون ایجاد و تهیه برنامه های ۹۰ سیاسی،۹۰ فرهنگی،۹۰سینمایی و....پس نام ۹۰ که طی سالیان طولانی دوشنبه شب ها از تلویزیون ایران پخش می گردد بعنوان یک نمادی از نقد و به چالش کشیدن مشکلات و نارسایی ها و کمبودها و از سویی بیان پیشرفت ها و نقاط قوت،در سطوح مختلف جامعه مطرح شده است.لذا از این جهت جنس این برنامه به اندازه کافی در میان مخاطبان و صاحب نظران مورد تایید قرار گرفته و روش ۹۰ بعنوان روشی پسندیده در کلیت موضوع،قابل الگو برداری است.

۲-وجود مخالفین این برنامه طی سالیان اخیر را نباید چندان دور از انتظار دانست.قبل از هرچیز باید دانست و به این موضوع توجه نمود که فرهنگ نقد ونقادی در جامعه ما چندان مورد توجه نبوده و نگاه یک نقاد  و حتی نوع نگاه و ادبیات نقادانه همواره مورد چالش بوده.یعنی چه از سوی شخص نقدکننده و چه از سوی شخص نقدشونده.بدین معنا که از نظر شخص نقدکننده به جای نقد به موضوع یا اثر و رفتار باید در جهت تخریب حرکت کرد و از سویی اگر هم واقعا نقدی درست و سازنده مطرح گردد،این نقدشونده است که گویی نگاه فرد منتقد را از سوی غرض ورزی دانسته و با بیانیه یا جوابیه ای نه تنها به نظرات فرد نقدکننده به درستی پاسخ نمی دهد بلکه حتی اثر و کار قبلی خود را نیز خدشه دار می کند.

مثالی برای این مورد را در عمل می توان در نوع برخورد آقای امیر قلعه نویی مشاهده کرد .سرمربی محترم باشگاه سپاهان اصفهان که در بیانیه باشگاه نیز حمایت های زیادی از شخص ایشان شده و به نوعی می توان گفت که علت صدور بیانیه از سوی باشگاه حمایت از سرمربی خود بوده است که در برنامه ۹۰ حرکات ایشان را در برخورد بابازیکنان نشان داد.به نظر میرسد هنوز ما کاملا حرفه ای نشده ایم.البته به نظرم باید گفت مطمئنا اینگونه است.سرمربی تیم قهرمان لیگ برتر که افتخاراتی را با تیم استقلال تهران نیز در کارنامه دارد و بعنوان یکی از مربیان تیم ملی در سالهای گذشته مطرح می گردد-با این توضیح کوتاه که ایشان در عرصه فراملی و برون مرزی بسیار عملکرد ضعیفی دارند-به این عنوان که لوگوی برنامه ۹۰ و خبرنگار آن در سالن کنفرانس مطبوعاتی وجود دارد از پاسخگویی به خبرنگاران خودداری می کند جناب امیرخان اگر کمی دقت کنید و به همان کشور آلمان که در آن دوره مربیگری دیده اید توجه کنید،شبکه ZDF از این دست برنامه ها مانند ۹۰ زیاد دارد انتقادهایی هم حتی از مربیان و بازیکنان در آن صورت می گیرد و مهمتر از همه این امر در مطبوعات نیز انعکاس دارد لذا اگر بدین گونه باشد لوئیس ون خال و مربیان دیگر  بعد از پایان بازی راه رختکن که نه مستقیما به خانه بروند و پاسخگو به هیچ سوال و هیچ خبرنگاری نباشند.ضمن اینکه شما بعنوان یک مربی با دانش و موفق در عرصه باشگاهی برای همه قابل احترام هستید. 

۳-اگر برنامه هایی  چون ۹۰ در سطوح مختلف و موضوعات گوناگون مطرح و تهیه شود بعنوان مثال در ژانر سیاسی دیگر شاهد هجمه وسیعی از فشار بر افکار عمومی برای انجام یک مناظره انتخاباتی نخواهیم بود.کمی به عقب برگردیم و انتخابات سال ۱۳۸۴ ریاست جمهوری نهم را نگاه نماییم دربرنامه گفتگوی ویژه خبری که در آن طرفداران و نمایندگان دو کاندیدای مطرح موارد و مطالبی را بیان داشتند که درخور یک انتخابات سالم و سازنده نبوده است.و همچنین می توان به انتخابات اخیر یعنی سال ۱۳۸۸ و تبعات و پس لرزه های مناظره معروف و تاریخی را دید. 

 ۴-اما در این قسمت میخواهم به بیان نقش سیاست در فوتبال بپردازم.قبل از آن این نکته را نیز در مورد نوع نوشتن بیانیه ها و افرادی که این بیانیه ها و جوابیه ها را بیان میدارند اینکه معروفترین آن از سوی آقای محمد مایلی کهن جنجالی ترین مربی سال های اخیر در فوتبال ایران می باشد.جدا از شخصیت مثبت ورزشی جناب مایلی کهن چه بعنوان بازیکن بزرگ پرسپولیس و چه بعنوان  مربی که در یک دوره نسلی از بازیکنان را به فوتبال ایران معرفی نمود،اما در مجموع ایشان با ادبیاتی تند و زننده و انجام مصاحبه هایی علیه افراد مختلف-که از جمله بیانیه ایشان علیه آقای امیر قلعه نویی که واقعا الفاظی را بکار بردند که از بیان آن منصرف می شوم.

بهانه ای که نام آقای مایلی کهن را بیان داشته ام در این قسمت تیتر چند روز گذشته روزنامه خبر ورزشی است که از سوی آقای عزیز محمدی  در حمایت آقای مایلی کهن بیان داشتند و از سویی ضمن انتقاد به آقای دادکان اعلام نمودند که در زمان آقای دادکان بازیکنی که تل به موهایش داشت از اردوی تیم ملی اخراج شد .بیان این نوع حرف ها -صرف نظر از اینکه چرا این حرف بیان شد و به قولی موضوع از چه قرار است -از طرف یک مدیر ورزشی بعید است.چرا؟

تاثیر سیاست در فوتبال امروز آنگونه در کشور ما رایج می باشد نیست.سیاست و روش فیفا نیز جدایی فوتبال از سیاست و سیاست مداران است که در انتخابات  فدراسیون فوتبال ایران مواردی را دیدیم.اگر در دنیا فوتبال و سیاست با هم عجین می شود همه در مستطیل سبز و در خود بازی فوتبال و در واقع بصورت نمادین می باشد نه آنکه در سطح مدیران و مربیانی که از یک روش و سیره سیاسی پیروی میکنند دنیال شود.مثال بارز آن را می توان در ال کلاسیکو و بازی تیم های رئال مادرید و بارسلونا ملاحظه کرد.که دیگر در اینجا رییس فدراسیون فوتبال اسپانیا در جهت تخریب تیمی پرافتخار چون بارسلونا یا مربیان آن بر نمی آید.اما متاسفانه در کشور ما این وش و حمایت از افراد در پست های مختلف که از یک حزب و جریان سیاسی دفاع می کنند نگران کننده و ناپسند است.لذاتوجه مدیران محترم و مسئولین و مربیان را به حمایت از برنامه های سازنده ای چون ۹۰ و پاسخگویی به روش های مدیریتی و کاستی های شان در برابر مردم دعوت می نمایم تا از هرگونه تخریب و سیاست ورزی دوری نمایند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 23:44  توسط وحید  | 

باسلام

باز هم انگشت اتهام مسئولین محترم به سوی استکبار جهانی،آمریکای جهانخوار،دولت انگلستان و......دراز شد و این بار برای انفجارهای زاهدان.واقعا آیا این دولتمردان(اونور آبی ها خصوصا آمریکای جهانخوار) کارهای مملکتی را رها می کنند و به انفجار و خرابکاری در ایران می پردازند. چرا تقصیر گرانی،سقوط هواپیما،انفجار و.............هزاران مشکل دیگر را به گردن این و آن می اندازیم.

انفجارها توسط گروه جنداله یعنی طرفداران ریگی صورت گرفته است.پدیده ریگی و بوجود آمدن این گروه و عبدالمالک شدن این جناب ریگی ناشی از سوءمدیریت بوده است.آیا واقعا از ابتدا عبدالمالک تروریست بوده است.او حتی در بحث قاچاق مواد مخدر هم نبوده است.بلکه سوءمدیریت در برخورد با بلوچ ها در شرق و جنوب شرقی کشور باعث جری شدن و بوجود آمدن چنین پدیده هایی است.غیر از آن آیا بعد از اعدام ریگی منتظر چنین واقعه ای میباست باشیم چرا که هنوز آتش کینه خاموش نگشته و امنیت کامل برقرار نشده است گرچه امنیتی شدن فضا نیز خود جای بحث دارد و غیر از آن چگونگی و نوع برخورد با چنین پدیده هایی باید جدی گرفته شود.

غیر از آن ایجاد جنگ رسانه ای و مطرح کردن مسایلی چون ایجاد وحدت بین شیعه و سنی کلاه گذاشتن بر سر خود و ملت است.

از این دست کلاه گذاشتن در این کشور کم نیست.یک مورد را بیان میدارم و مطلبم را به پایان میبرم.در آزمون استخدامی آموزش و پرورش در شهرستان سوادکوه مازندران از تعداد ۲۳ نفری که در مرحله اول قبول شده اند تماما فرزند شهید بوده اند.خدایا چنان کن سرانجام کار..........   .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 22:1  توسط وحید  | 

با سلام

تیر ماه ماه تولد من است.این ماه رو به همه کسانیکه تو ماه تیر به دنیا اومدند تبریک میگم.مطلبی هست و اون اینکه برای این ماه با اجازه از بانوی محترم و بزرگوار نویسنده ارزشمند خانم سیمین بهبهانی شاهکار ایشان را در این پست می آورم تا همه عزیزان از این مطلب زیبا بهره مند گردند. به امید آزادی ایران عزیز..........

هرگزنخواب کورش

دارا جهان ندارد، 

سارا زبان ندارد 

بابا ستاره ای در 

!هفت آسمان ندارد

 

 کارون ز چشمه خشکید، 

البرز لب فرو بست 

حتا دل دماوند، 

آتش فشان ندارد 

 دیو سیاه دربند، 

آسان رهید و بگریخت  

رستم در این هیاهو، 

گرز گران ندارد

 

 روز وداع خورشید، 

زاینده رود خشکید  

زیرا دل سپاهان، 

نقش جهان ندارد

 

 بر نام پارس دریا، 

نامی دگر نهادند   

گویی که آرش ما، 

تیر و کمان ندارد

 

 دریای مازنی ها، 

بر کام دیگران شد  

  نادر ز خاک برخیز،

میهن جوان ندارد 

 

 دارا ! کجای کاری، 

دزدان سرزمینت  

بر بیستون نویسند، 

دارا جهان ندارد

 

 آییم به دادخواهی، 

فریادمان بلند است  

اما چه سود، 

اینجا نوشیروان ندارد 

 

 سرخ و سپید و سبز است 

این بیرق کیانی  

اما صد آه و افسوس، 

شیر ژیان ندارد 

 

 کوآن حکیم توسی، 

شهنامه ای سراید   

شاید که شاعر ما 

دیگر بیان ندارد  

 

هرگز نخواب کوروش، 

ای مهرآریایی   

بی نام تو،وطن نیز    

 نام و نشان ندارد

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم تیر 1389ساعت 2:12  توسط وحید  | 

با سلام

خرداد ماه یادآور خاطرات پرتلاتمی در عرصه سیاسی اجتماعی این سرزمین و کهنه دیار است.دوم خرداد که در آغاز وشروع این ماه است و سرآغاز جنبش و حرکت به سوی دموکراسی خواهی و آزاداندیشی است که آبستن حوادثی در سال های بعد بوده است.با گذر از این دوران پرفراز و نشیب  ۲۲ خرداد و حوادث پس از آن در سال ۱۳۸۸ غم نامه ای دارد که محتوای آن نامه غمبار، پرواز ابدی جوانان ایران زمین بوده است.در پایان این ماه نیز سالروز در گذشت یکی از روشنفکران بزرگ دینی یعنی دکتر علی شریعتی است.بدین بهانه و به جهت اتفاقی که اخیرا در زندگی شخصی ام به وقوع پیوسته است شعرهایی از استاد محمد علی معلم و شیخ فرید الدین عطار که در آلبوم زیبا و ماندگار شب،سکوت،کویر استاد شجریان به زیبایی وسوزناک خوانده شده است،آورده می شود.

 

ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون

دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون

ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون

ببار ای ابر بهار
با دلُم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماهُ دادن به شبهای تار ای بارون

ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون


دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون

ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون

با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون

 

-----------------

لعل تو داغی نهاد بر دل بریان من
زلف تو درهم شکست توبه و پیمان من

 

شد دل بیچاره خون، چاره‌ی دل هم تو ساز

 زانکه تو دانی که چیست بر دل بریان من

بی تو دل و جان من سیر شد از جان و دل
جان و دل من تویی ای دل و ای جان من

 

گر تو نگیریم دست کار من از دست شد
زانکه ندارد کران، وادی هجران من

 

هر در عشقت که دل داشت نهان از جهان
بر رخ زردم فشاند اشک دُر افشان من


هم نظری کن ز لطف تا دل درمانده را
بو که به پایان رسد راه بیابان من

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 22:42  توسط وحید  | 

مدیریت خواب یا بیان داستان هایی از بزرگان و مسئولین از خواب هایشان سابقه ای طولانی دارد از خواب حضرت یوسف گرفته و در دهه های گذشته خواب هایی که توسط آقایانی چون ناطق نوری که در شب انتخابات دوم خرداد خواب دید که رای نمی آورد و یا مهدی کروبی که با دو ساعت خوابیدن در سال ۸۴ سوم شد و قافیه را باخت.آنچه اکنون برایتان نقل می کنم خواب ورزشی می باشد برای اعزام یک ورزشکار به مسابقات جهانی بله تعجب نکنید و اشتباه نکنید که در خواب مسابقه انتخابی برگزار شد بلکه خواب توسط یکی از مسئولین دیده شد و توسط خودش هم تعبیرشد.

سه شنبه چهاردهم اردیبهشت شبکه سوم سیما که هر هفته برنامه دایره طلایی یا به قولی همان ۹۰ کشتی را با اجرای هادی عامل و بیشتر با اجرای مجری برنامه های فوتبال و مردان آهنین آقای رضا جاودانی که در این برنامه آقای جاودانی مجری و بهنام طیبی کشتی گیر سالهای گذشته و مربی تیم های لیگ برتری کشتی کشورمان میهمان برنامه بود.از قول این کشتی گیر داستانی نقل شده است که نشان دهنده بخشی از مدیریت ما در این عرصه خاکی است.

ایشان بیان داشتند در سال ۱۹۹۵ برای مسابقات جهانی آتلانتا مسابقه انتخابی بین آقای طیبی و آقای غلامرضا محمدی مربی فعلی  تیم ملی برگزار شد که آقای طیبی برنده این مسابقه شدند اما کمیته فنی وقت اعلام داشتند با وجود این برد آقای محمدی به آتلانتا اعزام شود چون تجربه بیشتری دارند و آقای طیبی هم تمکین نمودند.

مجددا مسابقه انتخابی دیگری سال بعد جهت اعزام به المپیک ۱۹۹۶ آتلانتا بین این دو کشتی گیر برگزار شد که مثل سال قبل اقای طیبی پیروز شدند اما به علت تجربه بالای آقای محمدی نظر کمیته فنی بر اعزام آقای طیبی نبود.

برای مسابقات جهانی تهران در سال ۱۹۹۸ نیز انتخابی برگزار شد آقای طیبی بردند اما اعلام شد کمیته فنی شور بگذارد (به هرحال و امرهم شورا بینهم) و در این مشورت خواهی رای گیری شد که ۹ به ۱ رای به سود آقای طیبی اعلام شد که جالب اینکه یکی از اعضای این کمیته یا جلسه آقای عزت اله اکبری نماینده وقت و نماینده فعلی مردم قائمشهر و سوادکوه در مجلس شورای اسلامی بود که به هرحال حتما صلاح مملکت خویش خسروان دانند که آقای اکبری به عنوان عضو کمیته فنی کشتی باشند؟؟؟ به هرحال قرار شد یک هفته بعد مجددا رای گیری شود که در هفته بعد و به عبارتی دور دوم ۵ -۵ آراء مساوی شد( که اگر چاره داشتند آقایان مسئولین وقت این دو کشتی گیر را به استادیوم آزادی می بردند تا ضربات پنالتی برنده را معلوم کند)بالاخره رییس فدراسیون وقت(احتمالا حاج آقا طالقانی)به بهنام طیبی گفتند که  بنده خواب امام رضا را دیدم و چون نام آقای محمدی غلامرضا است لذا ایشان را به  جهانی تهران اعزام میکنیم !!!!!!!!!!!!!!!!

به هرحال نتیجه ای که باید گرفت را به شما خوانندگان عزیز واگذار می کنم اینکه چه باید کرد به هر حال آقای طیبی نامش بهنام بود و نرفت به نظرم الان معلوم شد که چرا علیرضا دبیر با کتف شکسته و باند پیچی شده به المپیک اعزام شد چون نامش علیرضا بود و مسوولین وقت خواب دیدند.و معلوم شد که چرا روس ها حتی اگر یک ورزشکارشان در یک سال تمام مدال های جهانی و غیره را بگیرد باز هم باید کشتی گیران روس انتخابی بدهند چون آنها خواب نمی بینند امان از این خواب و تعبیرهایش؟؟؟؟!!!!! 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 23:7  توسط وحید  | 

ظاهرا شیطنت خلیج نشینان عرب پایان ندارد و از هر فرصتی برای اینکه نام خلیج همیشه فارس را به خیال خودشان مخدوش کرده و نام جعلی خلیج ع رب ی را برای آن قرار دهند استفاده می کنند.بعد از اینکه از آقای احمدی نژاد در اجلاس خودشان دعوت کرده و از این فرصت برای تحقیر ما استفاده کردند چندی پیش و در حاشیه برگزاری مسابقات جام باشگاه های آسیا در امارات بنر خلیج ع رب ی را در استادیوم قرار دادند و در اصفهان هم بعد از مشاهده شعار هواران وطن پرست با این عنوان که عرب ها بدانند خلیج فارس همیشه فارس میمونه با ایجاد تاخیر در بازی و مراجعه به ناظر بازی اعصاب همه و از جمله مدیر عامل باشگاه ذوب آهن و منصور ابراهیم زاده را بهم ریختند.

یاد داستانی افتادم که از قبل از انقلاب و در زمان حکومت محمدرضا پهلوی نقل شد.در آن زمان کامبیز اتابای رییس فدراسیون فوتبال ایران بود و جلسه کنفدراسیون آسیا در یکی از کشورهای عربی بود.اتابای رییس جلسه بود و هنگامی که وارد جلسه شد پشت سر جایگاه رییس نوشته بزرگی بوده و نام خلیج فارس را خلیج ع ر ب ی نوشتند که کامبیز اتابای جلسه را ترک کرد و اعلام کرد زمانی جلسه را برگزار خواهد کرد که آن نوشته برداشته شود.حال کاری با این موضوع نداریم که این حرکت در رژیم گذشته انجام شد مهم این است که ما همچون کامبیز اتابای و دیگر ایرانیان غیرتمند وظیفه ای داریم تا در حد توان خود به اعاده حیثیت و دفاع از ملیت ایرانی خود بپردازیم.

              خلیج فارس

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 22:27  توسط وحید  | 

با سلام

مدتی کلافه و سردرگم و در هوای خودم می چرخم یک ماه مانده به امتحان کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد مونده اما یه جورایی احساس خستگی و یاس بهم دست داده.ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم آره خودم باید راهی پیدا کنم مدتیه میخوام این مقاله ای که با یکی از دوستان خوبم شروع کردیم رو تموم کنم کار یه سال قبل ولی به قول آرتا از  یادگاران دوران آموزشی و دوست خوبم کارهای عقب مونده روحیه آدم رو ضعیف میکنه اما چه میشه کرد باید راهی پیدا کرد دیگه اینم یه جورشه.راستی ورود مجدد روزنامه شرق به جامعه بحران زده مطبوعاتی و فرهنگی کشور مبارک باشه.

شاید این جمله چارلی چاپلین بد نباشه

شاید زندگی آن جشنی نباشد که انتظارش را داشتی اما حالا که دعوت شدی تا می توانی زیبا برقص.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 22:19  توسط وحید  | 

باسلام

عید امسال و تعطیلات نوروزی با همه فراز و نشیب ها بالاخره تموم شد و روز از نو و روزی ها از نو

البته برای من و امثالهم که تازه از خدمت مقدس فارغ البال شدیم و به قول یکی از دوستان در ریکاوری به سر می بریم و فرصت زیادی برای کار و پیدا کردن کار داریم چندان مهم نیست تعطیلات نوروزی باشه یا کهنه روزی البته ما به نوروز با یک چشم دیگه نگاه می کنیم و به اون احترام میذاریم اما خوب اگه قراره برخی از جشن ها و شادی ها خرافه و من در آوردی باشه و با بعضی اصول در تعارض باشه تعطیلات نوروزی هم چون به سنت وابسته است باید مدرنیته شده و ....!!!!!!!!! بی خیال حرف های بودار قرار شد نزنم.

فعلا بپردازیم به همون کارهای حقوقی خودمون بهتره البته کم و بیش انجام میدم و از دوستان محترم حقوق خوان و حقوقدان خواهشمندم مطالب و راهنمایی هاشونو در مورد موسسه یا گروه حقوقی در اختیار اینجانب قرار داده و ما را مورد مرحمت قرار دهند.قبلا از همکاریشان سپاسگذارم.

درپایان هم یه دعا می کنم(از این به بعد احتمالا از این جمله ها بیشتر میبینید این جمله رو هم یکی از آشنایان محترم و هموطنان خونگرممان در ایام نوروز برایم فرستاد که برای استفاده دوستان می آورم)

   خدایا!تقدیرم را زیبا بنویس ،کمکم کن آنچه را که تو زود میخواهی من دیر نخواهم و آنچه را که تو دیر میخواهی من زود نخواهم. 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 22:33  توسط وحید  |